![]() |
![]() |
|
| کاش مي توانستي بفهمي که دوستت دارم |
|
سکوت که کردم دستان فریاد گلویم را فشرد و مرگ بر لبانم بوسه زد قلمم تاب نوشتن نیاقت و او نیز بر کاغذ بوسه زد کاغذ از اشک هایم تر شد و دیگر قلمی ینتوانست بر خیسیش کلامی بیاراید سکوت که کردم نیست شدم در هستی |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 8:5 توسط فاطیما |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
چیزای زیادی تو دنیا وجود داره که بدون اون ها هم می شه زندگی کرد
|
| پیوندها |
|
نیاز جون دوست عزیزم شبکه عشق مسافر جون دوست گلم |
|
RSS
|